سطح من و التفات و مهمان پذیر آمودریا

دوست گرانقدرم...
این زمان بیش از پیش از خودم رنجیده ام. بعد از آن که نتوانستم اتیمولوژی آن چند لغت را پیدا کنم و متوجه شدم که آلمانی ها 130 سال پیش خیلی مفصل تر از من روی آن ها کار کرده اند؛  بعد از آن که به نیروهای تدارکاتی سازمان ملل دستور وارد کردن 2 تن خربزه به جای هندوانه دادم چون در ترجمه همزمان " مِلون " و " واترمِلون" بی دقتی کرده بودم؛ متوجه شدم که نه تنها نابه جا حرف می زنم بلکه نا به جا می شنوم و بالکل منتج شد به این که من نابه جا باشنده ای هستم.
سفارش خاصی ندارم. فقط یک درخواست دارم.  یکشنبه شب ها زن همسایه پشت دیوار می آید و سه ضربه به پنجره می زند. به او بگو ستاره های آسمون چندینه؟...او هم می گوید ستاره های آسمون همچینه... بعد در را باز می کنی و پشت در قایم می شوی و نا گهان می پری جلوش و او وانمود می کند که ترسیده و تو نازش می کنی و بعد دنبال هم می دوید. حقیقت این است که  او یکی از دلیل هایی است که من الان به این جا رسیده ام. اوبه من گفت تو آدم متوسطی هستی. یک روز که دور اتاق می دویدیم ناگهان ایستاد و توی چشم ام گفت.  تا آن روز تصور می کردم آدم نا به جایی هستم ولی پس از آن که شنیدم آدم متوسطی هستم امروز، شنبه، قبل از این که یک شنبه بیاید خودم را به آمو دریا می سپارم. باشد که برای فرزندان ات نفت خام خوبی شوم و یک دو چراغی روشن کنم.
                                                          با مهر و ارادت
                                                        التفات مبین اف

بعدالتحریر: غرض از درخواست من از شما برای ادامه ی نمایش یکشنبه شب ها با آن زن این است که ببینید آیا شما را هم متوسط خطاب می کند یا نه. هرچه باشد هم شاگردی من بوده اید و تا حدودی هم سطح بوده ایم. 

/ 10 نظر / 29 بازدید
سیزیف

کاش اینا رو چاپ کنی یه روز فروغ

دوردست

من خنگم؟یا خر؟که هیچی ازش نفهمیدم!

میتل

مثل همیشه عالی و مبهم......

نقطه

سلام مدتی است که نوشته هایتان را میخوانم ولی متاسفانه هنوز به سبک کار شما پی نبرده ام. مطمئناَ اینکه این محل خانه دل شماست و هر آنچه مایل باشید خواهید نوشت و به نفری ارتباط ندارد. برای کسی هم کارت دعوت نفرستاده اید .ولی جالب است اگر این حقیر را در فهم مطالب یاری کنید.

میناومحمد

سلام دوستم.بلاگ زیبایی داری.به منم سر بزن.

shahrzad

vai ali bood kaamel bood kheili! lezat bordam merciiiiii

ندا

فروغ عزیز من که نفهمیدم . معمولا" نظرات رو هم میخونم اما اینبار اونها هم نفهمیدند!!

ساره

متوسط بودن رو اگه آدم بفهمه و از خودش انتظار فاکنر بودن(مثلا)نداشته باشه شاید خودشو نکشه،یا متوسط بودن باقی آدمها چه دخلی به آدم داره حتی اگه همه’ زنهای همسایه مثل گروه کر ول بدن صداشونو:توووووو متوسطییییییییی...

ساره

آره خب!بقیه آدمها دوست شخصیت داستانت بود منظورم.هیچکس هم ننه قمر نیست....منهم از دلیل کلفت واسه خودکشی حرفی نزدم،تو این داستان دلیلش متوسط بودن بود ظاهرا...آره دیگه