هراس من باری از خداد فوتیِ هیچ ارتفاعی نیست....

عشق همیشه یه تیکه های پنهان و مرموز و ناگفته داره که هیچ وقت رو نمی شه.... جای این نا- نشون دادنی ها و ناگفته ها یه جایی هست مثل جعبه سیاه هواپیما...هیچ وقت رو نمی شه مگر با انفجار یا سقوط و مرگ.... فقط در انتحار کشف می شن...فقط موقع حرفهای آخرُ  زدن و پشت کردن و واسه همیشه رفتن ممکنه که این کدها نمایان بشه....خیلی تراژیکه ولی یه وخ لازم داری به طرز کاملن خودکشانه به آتیش بزنی تا این  تیکه های دوست داشتنُ  استخراج و معنی کنی...مث امید نشئگی به آخرین ذرات یه سرنگ آلوده می مونه... بعد هم راهتو بکشی و مث قوی زیبا بمیری.... ولی انتحاری تر از اون اینه که دست به عملیات مرگ آور بزنی و تو جعبه سیاهه هیچی نبوده باشه....

/ 16 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا

چی میگی فروغ؟ جعبه خالیه..دلم پر

زهرا

من صدای سقوط رو میشنوم, اما باید سوار شم.اینجا دیگه جام نیست.نمیتونم.میترسم

داریوش

جعبه من یکی که خالی خواهد بود

حسین وکیلی

سلام...کجایی/؟؟چرا سر نمیزنی بی معرفت...بیا دلم گرفته

!

سلام خرمگس بانو ..میشه طریقه به نخ کشیدن انجیر و خشک کردن اونو تو وبلاگت بزاری ..

مانا

سلام خرمگس من خوبی؟ ما فکر می کنیم که تو جعبه سیاهمون یه چیزی داریم ، ته همش یه چیزه

Diapason

اين پست و پست مرثيه اي براي عباس ماهي در يك راستا نوشته شده درسته؟؟؟

میم

سلام. مرحوم ماه می قبلا این نظر رو داده "چقدر این نوشته دقیق و تلخ و صریحه!" نظرش کاملا دقیقه.

آیدا.ج

اما من همیشه فکر م کردم اون نا شناخته ها , اون نا پیداها باید چیز های قشنگی باشن..

دوست نداشتنی

منم دوست ندارم جعبه خالی باشه. همه مزه اش به پر بودن و یک جا روی طرف مقابل خالی کردنه.